مرگ هموطن دست مایۀ تسویه‌حساب‌ها

Posted by

سرنوشت «اتاق های امن تزریق»

مهدی دادویی نژاد پنج شنبه و جمعه‌ای که گذشت شاهد دو حادثه تلخ و جانسوز برای هم میهنان عزیزمان بودیم، یکی ناشی از دنائت و لئامت تکفیری‌های کوردل و دیگری اما… در این اوضاع غم بار و جانکاه اما در هر مسلک و اعتقادی که باشیم باید همدل شویم و از سنگینی غم هموطنانمان بکاهیم. حادثه‌ای رخ داده که باید در جای خود و با تمام جوانب بررسی شود و مقصران حادثه مشخص شوند. در این میان اما گویی برای عده‌ای جان مردم دست آویز سیاست بازی می‌شود و کسانی که انتقاداتی به دولت دارند سعی می‌کنند از این نمد کلاهی برای خود بسازند و با گل‌آلود کردن آب، ماهی خود را صید کنند. ولی با چه قیمتی؟ به قیمت جان هموطن؟ انتقاد و بحث در مورد فرضیات مطروحه در مورد حادثه برخورد قطار‌ها اگر در جریان رسیدگی به پرونده این حادثه قصوری اتفاق بیفتد بسیار توجیه‌پذیر است و در جای خود امری است ستوده و لازم. لزوم مطالبه‌گری از دستگاه‌های مسئول هم باید وجود داشته باشد تا خدای ناکرده حقی از کسی تضییع نشود. در یک حرکت صحیح در جهت احقاق حق و جلوگیری از تضییع آن قوه قضاییه به طور همزمان به این حادثه شده ورود کرده تا در صحت تشخیص علت حادثه کمترین شبهه‌ای باقی نماند اما در آن طرف‌تر گویی فرصتی مهیا شده تا برخی برای رسیدن به اهداف خود، رای خود را صادر کنند و تمام تقصیر را به دولت روحانی نسبت دهند. این شرط مروت نیست که خون عزیزانمان بازیچه اهداف و اغراض دنیایی شود. در این موضوع هم باید مانند موضوع انفجار ‌تروریستی که منجر به شهادت هموطنانمان شد غیرت به خرج بدهیم، تسلیت بگوییم و جوانمردانه به نظاره بنشینیم تا نتیجۀ تحقیقات و بررسی‌ها مشخص شود، در تمام دولت‌ها و در تمام ادوار تاریخ این مرز و بوم اتفاقات اینچنینی افتاده که طی آن جان‌های عزیزانمان تلف شده و هزینه‌های معنوی فراوانی را متحمل شدیم. اگر این نگاه مسموم در دوران جنگ تحمیلی بر فضای کشور حاکم بود سنگی روی سنگ بند می‌شد تا بتوانیم جانانه دفاع کنیم؟ حادثه آنقدر تلخ است که تحملش را برای همه سخت کرده، با نگاه سیاسی و مسموم آن را تبدیل به زهر نکنیم و به خورد روح رنجیده‌ی مردممان ندهیم، از سوراخ شدن کشتی در قسمتی که مربوط به ما نیست و دیگران نشسته‌اند لذت نبریم که در پایان همه غرق می‌شویم. مسئولیت ما به عنوان انسان دین مدار بسیار گرانسنگ‌تر از این هیاهو و ملتهب کردن فضاست.تاریخ به قضاوت این رفتارها خواهد نشست و لکه ننگ این شرمساری تا ابد بر پیشانی کسانی می‌ماند که از درد مردم هم نمی‌گذرند و به جای التیام نمک بر زخم می‌پاشند. این درد‌ها و آلام ملی و سرزمینی است، جغرافیای این درد تمام سرزمین ماست، مربوط به همۀ اقوام است، همۀ کسانی که ایران را وطن خود می‌دانند. اینجا دولت‌ها مطرح نیستند، سیاست رنگ می‌بازد و باید رنگ ببازد.

سرنوشت «اتاق های امن تزریق»