هيچ كس عليه مارين لوپن!

Posted by

شرایط پیچیده گروه استقلال/ احتمال 8 امتیازی شدن هر 4تیم!+جدول

انتخابات رياست جمهوري فرانسه طبق معمول به دور دوم كشيده شد تا حضور «مارين لوپن» همه را به جبهه «امانوئل ماكرون» بكشاند و ميدان رقابتي تاريخي آراسته شود.

– مارين لوپن در حزبي مشهور بنام «جبهه ملي» عضويت دارد و سال ها است در معرض انتخاب قرار مي گيرد. در مقابل امانويل ماكرون بدون هيچ سابقه انتخاباتي توانسته در كمپيني يكساله تحت نام «در حركت» به چنين موفقيتي دست يابد. هر دو نامزد مدعي هستند كه براي رها كردن سياست فرانسه از سلطه دو حزب سنتي «سوسياليست» و «جمهوريخواه» به ميدان آمده اند و اكنون در آستانه تاريخ سازي هستند!

– لوپن پرچم سياست هاي تجديد نظر طلبانه اي را بر دوش مي كشد كه جبهه ملي را به افراطگرايي مشهور كرده است. ماكرون نيز كه گويا كتابي نوشته و «انقلاب» بر آن نام نهاده مدعي است با گذار از مواضع چپ و راست خواهد توانست فرانسه را بسوي شكوفايي پيش ببرد.

– مهمترين تفاوت هاي ميان اين دو نامزد را مي توان ناشي از اختلاف ديدگاه آن ها نسبت به مفهوم «جهاني شدن» يافت. به نظر مي رسد لوپن پروژه «جهاني سازي» را از فرايند «جهاني شدن» جدا مي داند و مخالفت خود عليه مظاهر “جهاني سازي” اقتصاد و فرهنگ و سياست را اعلام كرده است. ماكرون با بينشي كلي و ساده شده همه تحولات دنياي امروز را نتايج ناگزير “جهاني شدن” پذيرفته و پيشنهادات خود را در راستاي استقبال، همراهي و سازگار كردن فرانسه با تبعات آن ارائه مي دهد. يك محصول اين تفاوت ديدگاه هويت طلبي “لوپنِ بي پروا” در برابر گريزان بودن “ماكرونِ رند” از پرداختن به هويت ملي است.

– اندك سابقه سياسي ماكرون، وي را سياستمداري معتقد به نوعي ليبراليسم و متصل به گونه اي سوسياليسم نشان داده اما امروز نمي توان به درستي متوجه شد كه وي مشخصا چه پيشنهادي متفاوت با مسيري دارد كه از دولت ساركوزي جمهوريخواه آغاز شد و در دولت اولاند سوسياليست به ناكامي انجاميد. در هر دو دولت نيز مي توان رد پاي نظريات مطلوب ماكرون را ديد در حالي كه – براي نخستين بار در جمهوري پنجم – اينك هر دو حزب در دور اول انتخابات ناكام مانده و شكست خورده اند. لايحه جنجالي اصلاح قانون كار در دولتي كه خود ماكرون وزير اقتصاد آن بود، اعتراضات گسترده سنديكاهاي كارگري عليه دولت چپ را برانگيخت. نهايتا اولاند كه به سبب ناكامي در وعده ايجاد اشتغال تحت فشار قرار داشت، از ورود به رقابت ها انصراف داد تا اكنون لوپن راست افراطي با پيشنهادات ناسيوناليستي خود آينده بهتري را به طبقه كارگر وعده دهد.

– دو جناح چپ و راست فرانسه حامل انباشته اي از تجربه سياستورزي حزبي هستند و بزرگان علم سياست نيز “پشتوانه حزبي” را لازمه موفقيت در عرصه سياست بر مي شمرند. جناح چپ و راست فرانسه پيش از همين انتخابات، براي اولين بار انتخابات مقدماتي خود را بر اساس الگوي آمريكايي اصلاح كردند و نمايندگان نهايي براي شركت در انتخابات را با راي مستقيم مردم برگزيدند. اما سرانجام كار نتيجه چنين شد كه امانويل ماكرون متكي به نمايش مقلدانه از سخنراني هاي نامزدهاي رياست جمهوري امريكا به موفقيتي بي سابقه دست يافت!

– لوپن يك بازيگر سرشناس سياست فرانسه محسوب مي شود و ترساندن ملت از موقعيت حزب او سال هاست كه بر رفتار انتخاباتي احزاب چپ و راست و راي دهندگان تاثير مي گذارد. به اعتبار چنين سابقه اي هرگز نمي توان «گم نامي» و «بي هويتي» را به وي نسبت داد. در جبهه مقابل، ماكرونِ سرخوش با بيرقي اسرارآميز نه تنها هويت سياسي مشخصي ندارد بلكه آلتي در دسترس شده است كه محرك اتحاد احزاب گوناگون – علي رغم نظرات مخالف با يكديگر- عليه «مارين لوپن» شده تا مگر حماسه اي بيافرينند!

– فارغ از هر نتيجه اي در دور دوم، اين انتخابات فرانسه ضميمه به انتخابات اخير امريكا، نقاط شكي بر حاشيه “كتاب خوش رنگ و نقش” ترويج دموكراسي غربي اند. در امريكا نيز دونالد ترامپ با سابقه عضويت در حزب دموكرات، در ميان جمهوري خواهان ظهور كرد و با شعارهايي منحصر بفرد، نمايندگي حزب جمهوري خواه در انتخابات نهايي را گرفت. او صراحتا شعارهايي مي داد كه در تضاد با مواضع پيشين نمايندگان اين حزب بود. مشخصا ميت رامني نماينده حزب جمهوري خواه طي مناظره هاي رقابت انتخابات ٢٠١٢ انتقاداتي از جمله بر شمردن عيوب “توسعه فعاليت عمراني دولت” و “كناره گيري امريكا از سياست خارجه مسلط” را خطاب به باراك اوباما مطرح كرد، با اين حال چهار سال بعد دونالد ترامپ به جايگزيني او با برافراشتن بيرقي مجهول به ميدان آمد، پيروز شد اما حزب پشتيبان اين شعارها نبود لذا اكنون تضميني بر وفاداري رييس جمهور منتخب نسبت به وعده هايش موجود نيست!

(ترامپ طي رقابت هاي انتخاباتي مكررا در خصوص عملي كردن وعده هاي ١٠٠ روزه اضطراري وعده مي داد ليك در آستانه پايان ١٠٠ روزگي رياست جمهوري اش توييت كرد و نوشت “مهم نيست در اين دوره ١٠٠ روزه كه يك معيار مضحك است، من چه اقداماتي انجام داده ام”!)

علاوه بر خيزش عوامگرايانه و فرا حزبي ترامپ، او با وجود مواضع ضد زن و ضد محيط زيست و ضد شفافيت و حملات خلاف ادب به منتقدين، برآمده انتخاباتي آزاد در يكي از قوام يافته ترين دموكراسي هاي جهان به حساب مي آيد!

ظهور دونالد ترامپ به تنهايي درستي محتوا و مسير «جهاني سازي» را به چالش طلبيد…

اكنون بر صحنه نمايش باشكوه دموكراسي فرانسه، ماكرون و لوپن نقش آفرينان اصلي هستند كه هر كدام شباهت هايي به ترامپ بروز مي دهند. لوپن اگر چه خود را منتقد نقش امريكا در جهان معرفي مي كند اما برخي مواضع انقلابي او براي فرانسه مشابه شعارهاي انتخاباتي رييس جمهور كنوني امريكاست.

ماكرون نيز از اين منظر كه سياستمداري بي ريشه است، در حوالي «بي اعتباري» و «بي هويتي» دونالد ترامپ ديده مي شود.

شرایط پیچیده گروه استقلال/ احتمال 8 امتیازی شدن هر 4تیم!+جدول